بلند شو در درياها روى موج هاى آبى برقص
خونه آبه پارو کن و در اقیانوس ها برقص
توی ساحل ها روی ريگزار ها در دشت های سوزان برقص
در أفغانستان در سوريه در برلین قديم بلند شو با نازى ها برقص
در کنار تانک ها با صدای گلوله دست در دست طالبان درست در وسط ده مزنگ برقص
دستانت را حلقه کن پاهايت را محکم بوسه بزن بر لبهای يار و با ناله های سوزان برقص
بگذار اين آخرين ديدار باشد بي پروا با ماموران امینتى برقص
لبهايت را بدوز و تشنه بر روى شیشه هاى ريخته برقص
آتش بشو بر جان آدمها وسط پل رسخ با ياد من برقص
در کافه ها برقص در میدان ها برقص
داعش را بلند کن و با گريه ب اين دنیا برقص
بگذار سرت را ببرند اين انسان های پست
با بدنى بى سر در حال جان دادن برقص
انقدر برقص ک رقصت شود سنبل آزادی ها
مست كند آدم را شود افكار بى خوابى ها
تو خودت كودتايى وهزاران حرف بر جان دارى
بلند شو بلند شو با تمام کلماتت اينبار با مرگ برقص.
6